|
این چه عشقی است که در دل دارم
چرا امید بر عشقی عبث بست ؟
او شراب بوسه می خواهد ز من
شادم که در خیال تو می سوزم
من آن خاموش خاموشم، که با شادی نمی جوشم/ ندارم هیچ گناهی جز، که از تو چشم نمی پوشم/ تو غم در شکل آوازی، شکوهه اوج پروازی/ نداری هیچ گناهی جز، که بر من دل نمی بازی.
پیشاپیش تولدت مبارک عزیزترینکم(کماکان)
|
ABOUT MENU
Home
|